loveingorhateing
#loveing_or_hateing
#Part35
صبح از خواب هفت پادشاهیم بیدار شدم و دیدم کوک هنوز تو بغلمه چقد کیوت خوابیده قربونش بشمممممم
وا این لباس چیه که تنمه؟
ولش بابا به قول بعضی از پسرای تو رمان اون همه جام رو دیده
+کوک بیدار شو
+کوک
+کوک پاشو دیگه
کوک گفت
_عوممممم جام راحتهههه بزار بخوابم خوووووو
+کوک دلم درد میکنه حداقل اگه پا نمیشی ماساژم بده
_عوم چشمم
کوک تو بغلم بود و داشت منو ماساژ میداد
_میگم چرا دلت درد میکنه؟
+باید از جنابعالی بپرسی
_ما دو تا که دیشب رابطه نداشتیم،داشتیم؟
+نه ولی خب بازم درد میکنه
_اوم باشه راستی امروز قراره بریم خرید های عروسی رو بکنیم
+میشه تالار اینا نگیریم؟از اون چیزا خوشم نمیاد
_پس با تهیونگ و آیان بریم مَحسن؟(نمیدونم درست نوشتم یا نه)
+اره
_باشه و اینکه این دلدردت عادی نیس یا قراره پریود بشی یا هم حامله ای دوتا از اینا
+؟
_بعد از مَحسن بریم بیمارستان تست بدی؟
+عام اوک
لحنش خیلی کیوت بود ولی الان که خواست یه چیزی بگه کیوت تر شدو چشم هاش رو مث خرشرک کرد
_ا.ت جونممممم میشه منو ببوسیییییییی
+ای کلک
سرش رو گرفتم و اون رو نزدیک خودم کرد و لبامو گذاشتم رو لباش
ازش جدا شدم که منو محکم تر بغل کرد
_اگه میتونستم تا آخر عمرم تو بغلت میخوابیدم عشقم
+عام جئون تو......تو عاشقمی؟
_اره ا.ت من عاشقتم برات میمیرم!تو چی؟تو هم دوسم داری؟
+اره کوک من عاشقتم اوپا!
چشمای کوک برق زد و لباش رو روی لبام گذاشت
_خب عشقم پاشو حاضر شو بریم مَحسن
+چشم
هر دو از جامون پاشدیم و کوک رفت تو اتاق خودش لباس هاشو رو عوض کنه و منم رفتم یه لباس کرمی اسپرت پوشیدم و موهام رو درست کردم
آرایشم کاملا پاک شده بود
+آیانننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
هوففففففففففففف ولش یه رژ لب میزنم تموم میشه میره
ایش
یه رژ کالباسی زدمو به طبقه پایین رفتم
جئون هم یه کت شلوار ساده پوشیده بود ولی بازم جذاب بود
رفتم و دستش رو گرفتم
_بریم؟؟
+مگه تهیونگ و آیان نمیان؟؟
_اونا با یه ماشین دیگه میان
+اوم باشه بریم
رفتیم سوار ماشین شدیم و به طرف مَحسن حرکت کردیم
منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا
خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
#Part35
صبح از خواب هفت پادشاهیم بیدار شدم و دیدم کوک هنوز تو بغلمه چقد کیوت خوابیده قربونش بشمممممم
وا این لباس چیه که تنمه؟
ولش بابا به قول بعضی از پسرای تو رمان اون همه جام رو دیده
+کوک بیدار شو
+کوک
+کوک پاشو دیگه
کوک گفت
_عوممممم جام راحتهههه بزار بخوابم خوووووو
+کوک دلم درد میکنه حداقل اگه پا نمیشی ماساژم بده
_عوم چشمم
کوک تو بغلم بود و داشت منو ماساژ میداد
_میگم چرا دلت درد میکنه؟
+باید از جنابعالی بپرسی
_ما دو تا که دیشب رابطه نداشتیم،داشتیم؟
+نه ولی خب بازم درد میکنه
_اوم باشه راستی امروز قراره بریم خرید های عروسی رو بکنیم
+میشه تالار اینا نگیریم؟از اون چیزا خوشم نمیاد
_پس با تهیونگ و آیان بریم مَحسن؟(نمیدونم درست نوشتم یا نه)
+اره
_باشه و اینکه این دلدردت عادی نیس یا قراره پریود بشی یا هم حامله ای دوتا از اینا
+؟
_بعد از مَحسن بریم بیمارستان تست بدی؟
+عام اوک
لحنش خیلی کیوت بود ولی الان که خواست یه چیزی بگه کیوت تر شدو چشم هاش رو مث خرشرک کرد
_ا.ت جونممممم میشه منو ببوسیییییییی
+ای کلک
سرش رو گرفتم و اون رو نزدیک خودم کرد و لبامو گذاشتم رو لباش
ازش جدا شدم که منو محکم تر بغل کرد
_اگه میتونستم تا آخر عمرم تو بغلت میخوابیدم عشقم
+عام جئون تو......تو عاشقمی؟
_اره ا.ت من عاشقتم برات میمیرم!تو چی؟تو هم دوسم داری؟
+اره کوک من عاشقتم اوپا!
چشمای کوک برق زد و لباش رو روی لبام گذاشت
_خب عشقم پاشو حاضر شو بریم مَحسن
+چشم
هر دو از جامون پاشدیم و کوک رفت تو اتاق خودش لباس هاشو رو عوض کنه و منم رفتم یه لباس کرمی اسپرت پوشیدم و موهام رو درست کردم
آرایشم کاملا پاک شده بود
+آیانننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
هوففففففففففففف ولش یه رژ لب میزنم تموم میشه میره
ایش
یه رژ کالباسی زدمو به طبقه پایین رفتم
جئون هم یه کت شلوار ساده پوشیده بود ولی بازم جذاب بود
رفتم و دستش رو گرفتم
_بریم؟؟
+مگه تهیونگ و آیان نمیان؟؟
_اونا با یه ماشین دیگه میان
+اوم باشه بریم
رفتیم سوار ماشین شدیم و به طرف مَحسن حرکت کردیم
منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا
خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
- ۴.۴k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط