پارت هشتم

پارت هشتم:
وقتی به پایین پله رسیدیم پدربزرگ بلند شد و لبخند زد
خیلی عجیب بود داشت مهربون برخورد میکرد
+نوه ی گلم.....نه عروس گلم حالت چطوره؟
-سلام پدربزرگ
جوابی برای اون عروس گلم نداشتم البته میخواستم جواب بدما ولی بخاطر اینکه حاضر جوابی میکنم تنبیه میشدم
سر میز نشستم لینو نبود یعنی کجا بود؟
-میگم...لینو کجاست؟
+لینو رفته با دوستاش بیرون امروز نمیاد
-اها
+درمورد نامزدی....چیشد؟
-دودل بودم....هم میخواستم بگم قبوله...از اون طرف اگه لینو نخوادم چی؟کل زندگیشو میگیرم
نمیدونم چرا...چرا جواب دادم؟قلبم جواب داد قلبم داشت میگفت بله ولی مغزم همش داشت فکر میکرد ولی اخرش قلبم برنده شد من تو پنهون کردن احساساتم خوب نیستم واقعا...
-قبول میکنم
+خوبه خوبه...خیلی زود مراسم نامزدیتونو میگیریم
سری تکون دادم بعدش به غذا نگاه کردم
اشتها نداشتم امروز هیچی نخورده بودم ولی بازم گشنه نبود پاشدم برم که مامانبزرگ گفت
+کجا؟توکه هیچی نخوردی؟
-اشتها ندارم مامانجون
+یعنی چی از صبح هیچی نخوردی دخترم
حوصله جواب دادن نداشتم واقعا داشتم از حال میرفتم اصلا نمیدونم چم بود
-هروقت گشنم شد میام میخورم دستت درد نکنه
+باشه پس
رفتم بالا درو بستم رو تخت نشستم و تو خودم جم شدم.....چند ساعتی همینجوری بودم و همش داشتم فکر میکردم واقعا حالم بد بود میخواستم بخوابم که یهو در باز شد....لینو بود
+چرا قبول کردی؟؟هااا؟
-چ...چی؟
+میگم چرا نامزدیو قبول کردی؟
-ن..نمیدونم...واقعا نمیدونم
انگار تازه قیافمو دیده بود
+چته...چرا رنگت مثل گچ شده؟
تو اینه نگاه کردم راست میگفت مثل گچ دیوار سفید شده بودم
-هیچی نیست فقط یکم خوابم میاد
+پس بخواب...ولی اینکه نامزدیو قبول کردی دلیل نمیشه من شوهرت باشم...تو هیچیه من نیستی دیگه
با حرفاش قلبم به هزار تیکه درومد...چرا اینجوری حرف میزد؟یعنی انقدر ازم بدش میومد؟
رو تخت دراز کشیدم و دوباره این افکار بهم حمله کردن واقعا ازاردهندست تو همون فکرا یهو خوابم برد و صبح بازم با صدای اجوما بیدار شدم
اصلا جون نداشتم پاشم حالم خیلی بد بود وقتی پاشدم سرم درد بدی گرفت و چشمام سیاهی رفت و.....
دیدگاه ها (۱)

یه پارت دیگه هم گذاشتم چون فردا نمیتونم بزارم بخاطر یه جیگر ...

پارت هفتمروی تخت نشستیم و دستامو تو دستاش گرفت+دخترم خودت می...

هشتاددددد تاییییی شدیممممممم😭😭😭😭وای مرسییییییی عاشقتونممم💖

تصادفی پارت ۹

پارت شیشمبعد از لینو‌من رفتم پایین و متوجه خالی بودن سندلی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط