فال فنجان من این بود که شاعر بشوم...

فال فنجان من این بود که شاعر بشوم...
از سر بخت خوشم با تو معاصر بشوم...
دست تقدیر بر این بود که سیمرغ شوی...
من به همراه تو تا قاف ،مسافر بشوم...
هر کسی را که به فکرم برسد بنده ی توست...
آه باعث شدی از عشق تو کافر بشوم...
"شاید این گونه خدا خواست مرا "اجر" دهد"...
تا که در فلسفه ی عشق تو حاضر بشوم...
حقم این نیست که یک لحظه نگاهت بکنم؟
یا که در خواب تو یک ثانیه ظاهر بشوم؟
غزل از شرم تمنا به تو مخفی شده تا....
باز من در صدد مصرع اخر بشوم...
دیدگاه ها (۳)

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیستبین من و عشق تو ولی فاصله ...

نکند شعر شوی از لب دفتر به در آیینکند قصه شوی آخر این شب به ...

محبوب دلم بهر چه مارا تو شکستیزنجیر وفا را تو به یکباره گسست...

دردناک است که عاشق به مرادش نرسددر پی یار شود پیر و به یارش ...

با تو دیشب شور و حالی داشتمعشق را ، از دل ، خیالی داشتمتو ره...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

فال فنجان من این بود که شاعر بشوم...از سر بخت خوشم با تو معا...

عاشقت باشم وپنهان کنم و پیر شوم این خودش فلسفه یعشق درونی من...

عاشقت باشم وپنهان کنم و پیر شوم این خودش فلسفه ی عشق درونی م...

عاشقت باشم وپنهان کنم و پیر شوم این خودش فلسفه ی عشق درونی م...

عاشقت باشم وپنهان کنم و پیر شوم این خودش فلسفه‌ی عشق درونی م...

عاشقت باشم و پنهان کنم و پیر شوم این خودش فلسفه ی عشق درونی ...

عاشقت باشم و پنهان کنم و پیر شوم این خودش فلسفه ی عشق درونی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط