دیدم آن چشم سیہ واے ڪہ دیوانہ شدم

دیدم آن چشم سیہ واے ڪہ دیوانہ شدم

بر سر چشم پر از ناز تو پروانہ شدم

دلم از دیدن چشمان تو لرزید و شکست

تو چہ کردے ڪہ خراب از دل و ویرانہ شد
دیدگاه ها (۲)

می‌خواهم دوستت بدارمتا به جای همه‌ی جهانیان پوزش بخواهماز هم...

کل دنیا هم بگویند دوستم دارند فایده ندارد اما... دوستت دارم ...

به بهانۀ دلتنگیپرده های اتاق را کنار می زنمتا باد،از شمالی ت...

خراب و آلوده یاکسیژن ناب هوای تو امکمی بیشتر هوایم را داشته ...

یک شهر مرا زیر لبش زمزمه می‌کردجانا تو بگو با من دیوانه چه ک...

شُدم پیر و نجستم خانه ات راندیدم    گوهرِ    یکدانه ات رانچی...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط