از گلشن وصالت یک گل نچیدم اما

از گلشن وصالت یک گل نچیدم اما

صد نیش خار خوردم از دست باغبانت
عندلیب کاشانی
#شعر
دیدگاه ها (۱)

دست بردم که کشم تیر غمش را از دلتیر دیگر زد و بر دوخت دل و د...

از زاری و افغان من گردد دل او سخت ترای گریه بر آبم مران ای آ...

رنگ راحت کو به عمر، این تیر پرتاب اجل؟ می‌گریزد سایه، چون دی...

#پروفایل#دخترونه

┄┅✿꧁✰❥❥✰꧂✿┅چون در افتاده‌ام از پای و ندارم سر خویشدست من گیر...

چه جوان هایی که جانشان را از دست داده اند چه گل ها که پرپر ش...

.مانند کاکتوس باش، پرخار اما پرجذبه،تنها و گوشه گیر اما خاص ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط