غم پشت لبخند
غم پشت لبخند
پارت ۱۳
ویو شب:
ویو ا.ت: آماده شدم تا با سوجین و هان بریم پاساژ
هان: ا.ت میریم دیگه؟
ا.ت:اره حاضر شو.
هان: باشه.
خلاصه ا.ت و هان بعد از اینکه لباس پوشیدن رفتن بیرون.
ویو هان: وقتی دوست ا.ت رو دیدم دلم ریخت ..خیلی خوشگل و مهربون بود. موهای خرمایی..لبای آلبالویی..اندام خوب..مودب
ا.ت: هان میشنوی؟
هان: چی؟؟ ها
ویو سوجین: اون واقعا خیلی خوشتیپ و گوگولی بود و یه جورایی ازش خوشم اومد.
ادامه پارت بعد قلبام♥️✨
#mahoor
پارت ۱۳
ویو شب:
ویو ا.ت: آماده شدم تا با سوجین و هان بریم پاساژ
هان: ا.ت میریم دیگه؟
ا.ت:اره حاضر شو.
هان: باشه.
خلاصه ا.ت و هان بعد از اینکه لباس پوشیدن رفتن بیرون.
ویو هان: وقتی دوست ا.ت رو دیدم دلم ریخت ..خیلی خوشگل و مهربون بود. موهای خرمایی..لبای آلبالویی..اندام خوب..مودب
ا.ت: هان میشنوی؟
هان: چی؟؟ ها
ویو سوجین: اون واقعا خیلی خوشتیپ و گوگولی بود و یه جورایی ازش خوشم اومد.
ادامه پارت بعد قلبام♥️✨
#mahoor
- ۱۲۲
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط