شاعر میرزا محمد🫶

شاعر میرزا محمد🫶
کارگر ماری مهتاب🍃🕊️
دلبر سیمین به در کن
نارو می زنند به من اوی😒
قربان اخمت شوم من رحمت نمی آید به من🚶
آیی
من نمیدانم رزق ام از کجا سر میزند🤌
در میان این رزق من ظالمی
خنجر می زند
درمیان این سینه ای،🙃
دیدگاه ها (۰)

هرکس أولاد خود را ایی سر خوش و مستانه کردعاقبت دشت و همین زن...

آه گعل مزن کاه گعل مزن دیوار بی بنیاد و را🍃🕊️خدمتی یک لحظه ک...

آسیاسنی گندم سیاه دا بولدی دردم🙃قوشی دلکش بلمسه بولمی رواج م...

ای سر و گردن تو آزادکجا رفتی کجا مرا دادی تو بر بادای وایی ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط