هم آگه و هم ناگه مهمان من آمد او

هم آگه و هم ناگه مهمان من آمد او
دل گفت که کی آمد جان گفت مه مه رو
او آمد در خانه ما جمله چو دیوانه
اندر طلب ان مه رفته به میان کو
مولانا
دیدگاه ها (۱۵)

تا گرمی آغوش تو هستایمان نمی آورم ،به آغاز فصل سرد . . .

مرا حاجت به طبیب نیستان دم که نگاهم به نگاه چشمان زیبایت گره...

دلم بهانه‌گیر شدهزندگی می خواهدعشق می خواهدسفر می خواهدهوای ...

آغوش توآرام ترین نقطه‌ی دنیاستهرچند که دیوانه ‌ترینمرد جهانی...

ای ز سودای تو دل شیدا شدهزآتش عشق تو آب ما شدهعاشقان در جست ...

#شعر_قدیمی 🌸خدایا من چه میبینم که یار و سرورم آمد چه زیبا و ...

🌱🍒چه نزدیک است جان تو به جانمکه هر چیزی که اندیشی بدانماز ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط