میشود در خواب راحتم بگذاری...؟

میشود در خواب راحتم بگذاری...؟

تمام ساعاتِ بیداری،مغزم را میجوی...

جانِ عزیزَت خوابهایم را در اختیارِ خودم قرار بده...

چشم باز میکنم تو...

درس میخوانم تو...

مهمانی میروم تو...

چشم هایم را میبندم تو...

لعنت به تو که حتی پاهایم هم که خواب میروند،

خوابِ تو را میبینند...
دیدگاه ها (۶)

همـه حیـوانـات قطبـیراه مــی رونـد ،بـر جغـرافیــای احسـاســ...

خیـــــال کن که شب شده است ...و بــــرف آمده است ...و منکنار...

کَـــــر شدم !!!چقدر نوشته های اینجا بلند گریه می کنند !انگا...

دیــــــروز ...در ایستگاه قرارهای همیشه ؛زنــــــی را بوسیدم...

چپتر نهم دروغ شیرین چشمانش دوباره روی هم گذاشته میشوند و به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط