#غدیر

#غدیر
دستی به هوا رفت و دو پیمانه به هم خورد
در لحظه «می» نظم دو تا شانه به هم خورد
دستور رسید از ته مجلس به تسلسل
پیمانه «می» تا سر میخانه به هم خورد
دستی به هوا رفت و به تایید همان دست
دست همه قوم صمیمانه به هم خورد «لبیک علی »قطره باران به زمین ریخت «لبیک علی» نور و تن دانه به هم خورد
یک روز گذشت و شب مستی به سر آمد
یعنی سر سنگ و سر دیوانه به هم خورد
پس باده پرید از سر مستان و پس از آن
بادی نوزید و در یک خانه به هم خورد
دیدگاه ها (۲۱)

#غدیردشت تاخیمه زد اهنگ خروشیدن راچاه هم تجربه کرد اهنگ خروش...

#غدیر

#غدیربا ذکر علی راز و نیازی داریمدر پرده دل چه سوز وسازی دار...

#غدیرمولوی مست شد وُ از نفست وام گرفتشهریار آمد وُ از دستِ خ...

p9

"Silent Voice"پارت هشتم⁸بعد از ناهارمعلم که بعد از غذا انگار...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

پارت ۲۸

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

(:♡ رز ابی من part .1.(اول عکسارو تا جایکه گفته شده بخوانید ...

007-پنهان در مه - پارت ۶۵

چند پارتی درخواستی

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱³²/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط