تهیونگآره من عاشقتم تمام این سال تظاهر کردم که دوتا دوست معمولی هستیم ...

ࡅ᳟ߺߺߊ‌ܝ‌ܝߺ̈ߺߺ ²
ܝ‌ܩߊ‌ܢߺ߭ ܝߺ̈ߺߺܣࡏ၄‌ࡏ
ܢߺ߭၄‌ܢߺ࡙ࡄܢߺ߭ࡅ‌ܣ:: ߊ‌ܩܢߺ࡙ࡋܢߺ࡙ ࡅ‌ܢߺ࡙ࡏܢߺ߭ࡄ၄‌ܢߺ߭

تهیونگ::آره من عاشقتم تمام این ۵ سال تظاهر کردم که دوتا دوست معمولی هستیم ولی...دیگه نتونستم...نتونستم احساساتم رو بریزم تو خودم
جونگکوک::خب...م..منم عاشقتم
تهیونگ::تا این و گفت بدون گفتن چیزی محکم لبامو کوبیدم رو لباش و بعد چنددقیقه ازش جدا شدم
تهیونگ::عاشقتم
جونگکوک::منمممم
تهیونگ::تا ابد باهات میمونم
جونگکک::تا ابد نه ولی تا آخرین روزی که زندم عاشقت میمونم
تهیونگ::فدات بشم آخه خرگوش کوچولو
جونگکوک::چیزی نگفتم و فقط لبامو آروم گزاشتم رو لباش و یه بوسه ی طولانی رو شروع کردیم
تهیونگ::وقتی منو بوسید واقعا نتونستم تحمل کنم،دلم میخواست فراتر از این رو باهم انجام بدیم پس بلندش کردم و به سمت اتاق رفتم در اتاق و باز کردم ازش جدا شدم و گفتم
تهیونگ::اجازه میدی؟
جونگکوک::آره چرا که نه ،چندساله که منتظر این لحظم
تهیونگ::تا اینو شنیدم جونگکوک رو به دیوار چسبوندم و شروع باز کردن دکمه های لباسش کردم و همزمان هم میبوسیدمش

پارت بعدی اسماته☁️🍒

#ܝ‌ܩߊ‌ܢߺ߭
#ܝߺ̈ߺߺܣࡏ၄‌ࡏ
#ܝ‌ܩߊ‌ܢߺ߭_ܝߺ̈ߺߺܣࡏ၄‌ࡏ
دیدگاه ها (۰)

ࡅ᳟ߺߺߊ‌ܝ‌ܝߺ̈ߺߺ¹ܝ‌ܩߊ‌ܢߺ߭ ܝߺ̈ߺߺܣࡏ၄‌ࡏܢߺ߭၄‌ܢߺ࡙ࡄܢߺ߭ࡅ‌ܣ:: ߊ‌ܩܢߺ࡙ࡋܢߺ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط