هـر روز و هـر لحــظـﮧ نگرانت مے شوم

هـر روز و هـر لحــظـﮧ نگرانت مے شوم

ڪـﮧ چـﮧ مے ڪُنے ؟

ڪُــــجایــے ؟

در چـﮧ حــالے ؟

پـنـجـره اُتـاقـــــم را بـاز مے ڪُــنم و فـریـاد مے زنـم

تنهــاییـت بـراے مَـטּ

غُصـه هـایـت بـراے مَـטּ

هـمـﮧ بُـغـض ها و اشڪــهایـت بـراے مَـטּ

تــــღـــو فـقـط بـخـنـد

آنقـدر بـلـــــند تـا مَـטּ هـم بشـنوم

صـداے خـنـده هـایـت را

صـداے هـمـیشـﮧ خـوب بـودنـت را...
دیدگاه ها (۳)

به نام عشق که زیباترین سر آغاز است هنوز شیشه ی عطر غزل درش ب...

یک بوسه و یک چای،هوا هم برفیستبا خطبه ی چشمت همه چیزم شرعیست...

توی زندون تنهایی پناه گم کرده بود قلبمی مهربون پناهم داد به ...

ای دوچشم مست تو در این حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط