شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟

شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟
بی خبر از کنار من ای نفس سپیده دم
می‌خزَد در رگِ هر برگِ تو خوناب خزان
نکهتِ صبحدم و بوی بهارانت کو؟
کوی و بازار تو میدان سپاه دشمن
شیهه‌ی اسب و هیاهوی سوارانت کو؟
زیر سرنیزه‌ِ تاتار چه حالی داری؟
دل پولادوشِ شیر شکارانت کو؟
نعره و عربده‌ی باده گسارانت کو؟
چهره‌ها درهم و دل‌ها همه بیگانه زهم
روز پیوند و صفای دل یارانت کو؟
آسمانت همه جا سقف یکی زندان است
روشنای سحَرِ این شب تارانت کو؟
دیدگاه ها (۲)

شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟بی خبر از کنار من ای نفس سپی...

شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟بی خبر از کنار من ای نفس سپی...

شهر خاموش من ! آن روح بهارانت کو ؟شور و شیدایی انبوه هزارانت...

شهر خاموش من آن روح بهارانت کوشور و شیدایی انبوه هزارانت کوم...

شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟شور و شیدایی انبوه هَزارانت ...

#شهر_خاموش#مژگان_شجریانشهر خاموش من آن روح بهارانت کو؟شور و ...

۱۳. مدیرِ بی‌کفایت، مصونیتِ آهنین ندارد؛ تراز، حسابِ خسارت ر...

۱۳. مدیرِ بی‌کفایت، مصونیتِ آهنین ندارد؛ تراز، حسابِ خسارت ر...

﹘✿゙ ៸ ៸ թ𝚛𝚒𝚗᪲𝚌𝚎𝚜𝚜 ୄୱ 🌸𝆹𝅥‌  ‌ ‌ ‌  ‌  ‌تمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط