اشتباه خاص!

اشتباه خاص!
پارت²²
سوهو با تعجب بش نگاه کرد نالید:پس قراره با کی بری ها؟..اونم بدون من؟ مگه میش-
-با جونگکوکی!
×جونگکوکا کی-..هییین همین پسره رو میگی؟ تو از کی باهاش صمیمی شدی ک صداش میکنی جونگکو-
_خب بلیط حرف زدنت تموم شد برای امروز خفه شو بفرمایید گمشو بیرون!
×سوهو بدون حرفی بلند شد:خب پس کجا میری؟ ک بلیطت رو بگیرم..
_میخوام برم مسکو! ² تا بگیر
×مسکو؟ عقلت رو خر گا- اوکی اوکی..من رفتم
_تهیونگ دوباره توی اتاقش تنها میشینه..ب این فکر میکنه قراره توی مسکو چی بشه..که با شنیدن صداش پدرش از فکر خیال بیرون میاد:
بله پدر؟
#پسر..کجایی؟ دارم باهات حرف میزنم!
ببخشید..درگیر بودم..بفرمایید؟
#روی صندلی چرمی ک جلوی میز تهیونگ بود نشست و مغرورانه اون یکی پاش رو روی اون یکی گزاشت..:میدونی ک من دارم پیر میشم و قدرت سابق رو ندارم.
-مرد داشت متوجه میشد ک پدرش چی رو قراره بهش بگه..ک صورتی سرد و بی احساس بش خیره شد: خب؟!
#ازت وارث میخوام!
....
+بعد از اینکه صورتمو شستم و موهام هم کمی خیس شده بود..کلافه و خسته و با داشتن کمردرد داشتم توی خودم میلولیدم..توی راهرو سرد خونه ای ک برای من با قبرستون فرقی نداشت با ترس عبور میکردم ک با شنیدن صداهایی ک از اتاق تهیونگ میومد گوشامو تیز کردم..
دقایقی گذشت..
با شنیدن اون کلمه بدون اراده پشت در ک مثلا قرار بود مخفیانه باشه...
+وارررث؟؟؟!
...
#تهیونگ این صدای کی بود؟!
_درحالی ک بلند میشد و ب سمت در میرفت:وایسید پدر الان درستش میکنم..باهم درمورد بقیه ش صحبت میکنیم..
پدرش با باز شدن در با نگاهی سرد ک با تهیونگ مو نمیزد از کنار جونگکوک رد شد .
تهیونگ بش نگاه کرد و دستاش رو توی جیب شلوارش فرو می‌برد ب پسرش خیره شد:
..
ادامه این پارت پست بعدی
دیدگاه ها (۴)

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۲7کانگ جون با عجله برگشت داخل.— ر...

جادویی به نام عشق

رمان: در جست و جوی رستگاریپارت دومحیح چقد زود پارت دادم-____...

#pain#P¹⁰⁵#Season²+ چی؟؟؟ از کی تا حالا؟ پاشو بریم دکتر... م...

رمان تهکوک

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁷. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮._ تهیونگ...کارو ب...

📚 شناسنامه رمان: «سلطنتِ گل‌های سیاه» (Black Petals Reign)ژا...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت دهمیونا با عصبانیت به مرد خیره ش...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part _فعلا بهوش نمیان!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط