...

...
سنگ دل، با من عاشق چه روا داشته‌ای
من ‌چه‌کردم‌ که به دل آتشی افراشته‌ای

به جز از بندگی ای یار ، چه کردم با تو
به وجودم تو چنین معرکه ‌انداخته‌ ای

گوشه‌چشمی‌به‌من انداختی وخام شدم
چه نظر بر دل‌من کرده، چه پنداشته‌ای

گرچه‌ باهرسخنت سوخت تن‌خسته من
جرم‌من‌چیست‌چه‌باعاشق‌خود داشته‌ای

هرچه درجام دلم‌بود همه‌در راهت رفت
عیش من بود محیا ، تو چه برداشته‌ای

بعدتو خشک‌شده چشمه‌اشکم دل سنگ
زندگی با تو شد آغاز ، تو بد انگاشته‌ای

گر دلت پیش رقیب‌است چه‌حاشا بکنی
این‌چه‌دردی‌است‌که‌در کنج‌دل‌افراشته‌ای

این همه زخم که بر قلب منش می ‌بینی
همه‌زهری ‌است به‌‌ خنجر که‌تو کاشته‌ای

آخر از هجر تو من غم به دل انداخته‌ام
سنگ دل، با من عاشق چه روا داشته‌ای
#سروده_های_عاشقانه
https://telegram.me/RomanticPoem
دیدگاه ها (۱۶)

...این که می‌بینی شکسته بر زمینجسم بیمار من است ای نازنینت...

...انگار نه انگار که من عاشق و مستمدر هجر تو گرتشنه لبم باده...

نگارم‌ من به هجرت میرم امشب چونان پروانه دورت سوزم ...

...تو نباشی ، دل من تنگ بهار است مرولب من بی لب تو، ‌می...

...امشب به‌شوق رویت تاصبح نشسته بودمصدبار خواندم‌ازعشق هرچند...

می‌سوزم و‌ گر دل ندهی جان بدهماز هجر به دست تو تن عریان بد...

...چه بی‌تابم زین‌مستی که‌جامش‌را تو پر کردیزدی آتش به جان م...

چو بنگرم به چشم تو دل بدهم برای توخسته نمی‌شود سرم درهوس صدا...

...گفتم به فدای دل تو هر چه که دارم حتی تب یک شعر و غز...

...تو شعـر عاشقانه‌ای به ساز من ترانه‌ایبرای چشـم مست من نگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط