گرگی زار میگریست .نمی دانم کدام کلاغ به گوشش رسانده بود ا

گرگی زار میگریست .نمی دانم کدام کلاغ به گوشش رسانده بود انسان ها شبیه توهستند
دیدگاه ها (۲)

من تنها هستم اما تنها من نیستم

هوا سرد شد مَنم سرد کردنسبت به خیلی چیزانسبت به خیلی آدمافهم...

اشکی که نمانده است بغضی که بمب شده است

گاهی هیچکس را نداشته باشی بهتر است .باور کن بعضیها تنهاترت م...

فکت شماره ۵ درباره طراحی هاناکو

♡✧می‌دانم که اوج، بی‌بها نصیبِ کسی نمی‌شود؛پسزخمِ مسیر را می...

عزیزِ من…اَمـــروز #طُ را دیـــدم… و دُنیــا یـکـی شـــد.همـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط