خسته ام من!

خسته ام من!
خسته از این زندگی!
خسته از این روزهای پُر ملال!
بال می گیرد،
کلاغِ روحِ من،
تا کنارِ دشتِ سبزِ بی بلال!

حسین_پناهی
دیدگاه ها (۱)

قاصدک های پریشان را که با خود باد برد ...با خودم گفتم مرا ه...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

بنال ای آرزوی منخرابم کرده هجرانت تو سرو آرزوی منتو یار خوش ...

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیستبه تن این همه سردار سری ن...

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیستبه تن این همه سردار سری ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط