مادرم انارها را دانه میکرد

مادرم انارها را دانه میکرد
تا در طولانی ترین شب سال
زیباترین و خوشمزه ترین خاطرات را برای ما رقم بزند...
من اما آرزو میکردم
ای کاش عمرش همچون یلدا طولانی باشد...

به یاد همه ی مادران
چه اونها که هستند
و چه اونها که سفر کردند❤ ️
دیدگاه ها (۵)

یک زندگی کم است ‌بَرای آنکه تَمامِ شِکل‌های دوستَـت دارَم را...

رمان شیرین ترین رویا پارت ۳ و ان دو باهم راهی سفری شدند که ح...

#نهنگ_پنجاه_دو_هرتز #پارت_پنجمویو تهیونگ*اون شب به سختی خواب...

#نهنگ_پنجاه_دو_هرتز #پارت_بیستمبا شنیدنِ اون‌کلمه از دهنِ جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط