در وادی عشق ِ تــو دلم خسته ترین است

در وادی عشق ِ تــو دلم خسته ترین است
وای از دل دیوانه که دل بسته ترین است
رفتن نتــوانم به رهــی گر تو نباشــی
در راه ِ غمت گام ِ من آهسته ترین است
من زخمــی ِ صد دشنه ی آلوده به زهــرم
باکی نبود ... زخــم ِ تو برجسته ترین است
تسلیــم قضا و قدرم در سفــر ِ جان
در مذهب ِ عشق دیده ی من بسته ترین است
در الفت ِ دیــرینه ی غم با من رســوا
پیــوند غم عشق تو ... پــیوسته ترین
دیدگاه ها (۶)

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانیبه چشمم خیره میگردی و...

همین که،، کلبه ای باشد گرم و آرام،،صدایت حرف بزند با من!خنده...

گفتم بخواه از آنِ تو باشم، نخواستیمجنونِ داستانِ تو باشم، نخ...

چه حالی میدهد این برف امشبندارد تا سپیده... حرف امشبسپیدِ بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط