جا می‌خورَد از تردی ساق تو پرنده!

جا می‌خورَد از تردی ساق تو پرنده!
ایمان منی، سست و ظریف و شكننده!

هم، چون كف امواج «خزر» چشم‌گریزی
هم، مثل شكوه سبلان خیره‌كننده!

می‌خواست مرا مرگ دهد آن كه نهاده‌ست
بر خوان لبان تو، مربای كشنده!

چون رشته‌ی ابریشم قالیچه‌ی شرقی‌ ست
بر پوست شفاف تو رگ‌های خزنده!

غیر از تو كه یك شاخه‌‌ی گل بِین دو سیبی
چشم چه كسی دیده گل میوه دهنده!؟

لب‌های تو اندوخته‌ی آب حیات است
اسراف نكن این همه در مصرف خنده!

ای قصه‌ی موعود هزار و یكمین شب
مشتاق تو هستند هزاران شنونده

افسوس كه چون اشك، توان گذرم نیست
از گونه‌ی سرخ تو، پل گریه و خنده!

عشق تو قماری‌ست كه بازنده ندارد
ای دست تو پیوسته پر از برگ برنده!
دیدگاه ها (۱)

پارت ۹گیجی و سردردم کمی فروکش کرده بود از جا بلند شدم. بالاخ...

عشق تو قماری ست که بازنده ندارد

اسراف مکن اینهمه در مصرف خنده!جا می‌خورد از تُردی ساق تو پرن...

جا می‌خورد از تردی ساق تو پرنده!ایمان منی - سست و ظریف و شکن...

چه کسی روی ِ لبان ِ تو شکر ریخته است؟قهوه ی ِ چشم ِ تو را با...

چه کسی روی ِلبان ِتو شکر ریخته است؟قهوه ی ِچشم ِتو را باز قج...

چه کسی روی ِ لبان ِ تو شکر ریخته است؟قهوه ی ِ چشم ِ تو را با...

چه کسی روی ِ لبان ِ تو شکر ریخته است؟ قهوه ی ِ چشم ِ تو را ب...

چه کسی روی ِ لبان ِ تو شکر ریخته است؟ قهوه ی ِ چشم ِ تو را ب...

چه کسی روی ِ لبان ِ تو شکر ریخته است؟ قهوه ی ِ چشم ِ تو را ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط