باهم بریم قدم بزنیم

باهم بریم قدم بزنیم
برگا دونه دونه از درخت میفتن
دستای ظریفت ک یخ کرده از سرما
رو دور بازوم میپیچی و میگی
نوید ببین چه قشنگه صدای خش خش برگا
و اما حالا..
تو نیستی و
چ تلخ ک پاییز تمام میشود و دیگر صدای
مورد علاقه ات را نمی شنوم..
دیدگاه ها (۳)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁹فنجون قهوه‌ش از دستش افتاده بود و دست...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 52یه لباس مشکی میخوا...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

"عاشقانه ای کوتاه"باهم بریم قدم بزنیمبرگا دونه دونه از درخت ...

مـــن دنــبــال کـســی مـیـگـردم کــه تـو بـهـــار ک زنـگ بـ...

پاییز فصل قدم زدنهتموم اِلِمان های یه قدم زدن دلچسبُ با خودش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط