غزل غزل سرِ چشمِ تو کار خواهم کرد
غزل غزل سرِ چشمِ تو کار خواهم کرد
ستاره از شبِ چشمت شکار خواهم کرد
خیالِ عشقِ تو را واژه واژه بر دفتر
بهاشک و بغضِ_قلم، یادگار خواهم کرد
به شوقِ هر قدمت با نوایِ سرمستی
خزانِ زردِ دلم را بهار خواهم کرد
اگر که جز به هوایِ تو پر زند، بی شک
کبوترِ دلِ خود را به دار خواهم کرد
برای گوشه نگاهی زِ چشمِ مِی گونت
تمامِ جان و تنم را نثار خواهم کرد
میانِ وحشیِ طوفان اشاره گر بکنی
تو را به کشتیِ قلبم سوار خواهم کرد
ستاره از شبِ چشمت شکار خواهم کرد
خیالِ عشقِ تو را واژه واژه بر دفتر
بهاشک و بغضِ_قلم، یادگار خواهم کرد
به شوقِ هر قدمت با نوایِ سرمستی
خزانِ زردِ دلم را بهار خواهم کرد
اگر که جز به هوایِ تو پر زند، بی شک
کبوترِ دلِ خود را به دار خواهم کرد
برای گوشه نگاهی زِ چشمِ مِی گونت
تمامِ جان و تنم را نثار خواهم کرد
میانِ وحشیِ طوفان اشاره گر بکنی
تو را به کشتیِ قلبم سوار خواهم کرد
- ۱.۰k
- ۰۵ مهر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط