🕊 #قصه_پرواز 🥀
🕊 #قصه_پرواز 🥀
✍️ قسمت ۶:
... فردا بچهها رو بردم توی خط و تقسیمشون کردم.
مهدی رو سپردم که با کمیل (عباس دانشگر) باشه.
اون روز مهدی با کمیل توی خط موند که کامل توجیه بشه.
باز هم فرصت نشد دو دقیقه با مهدی بشینم و دوتایی حالواحوالی کنیم.
شب، مهدی تو خط موند؛ فرداش یکشنبه، واسه کاری اومدم عقب که کمیل با استرس پشت بیسیم صدام زد.
میگفت: «ماشین مهماتمون رو با موشک زدن و آتیش گرفته!»
چیزی میخواست تا خاموشش کنن.
گفتم: «اگه با خاک میتونین خاموش کنید وگرنه بایستید کنار تا بسوزه و شما آسیبی نبینید.»...
🖋 ادامه دارد...
↩️ قسمت قبل
#دهمین_سالگرد
#شهیدمدافعحرممهدیطهماسبی
•┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•
#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم
#شهید_عشریه #شهید_طهماسبی
🌐 | www.aref-e-mojahed.ir
📧 | info@aref-e-mojahed.ir
✅ عضو شوید👇
🔗 | @arefanemojahed
✍️ قسمت ۶:
... فردا بچهها رو بردم توی خط و تقسیمشون کردم.
مهدی رو سپردم که با کمیل (عباس دانشگر) باشه.
اون روز مهدی با کمیل توی خط موند که کامل توجیه بشه.
باز هم فرصت نشد دو دقیقه با مهدی بشینم و دوتایی حالواحوالی کنیم.
شب، مهدی تو خط موند؛ فرداش یکشنبه، واسه کاری اومدم عقب که کمیل با استرس پشت بیسیم صدام زد.
میگفت: «ماشین مهماتمون رو با موشک زدن و آتیش گرفته!»
چیزی میخواست تا خاموشش کنن.
گفتم: «اگه با خاک میتونین خاموش کنید وگرنه بایستید کنار تا بسوزه و شما آسیبی نبینید.»...
🖋 ادامه دارد...
↩️ قسمت قبل
#دهمین_سالگرد
#شهیدمدافعحرممهدیطهماسبی
•┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•
#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم
#شهید_عشریه #شهید_طهماسبی
🌐 | www.aref-e-mojahed.ir
📧 | info@aref-e-mojahed.ir
✅ عضو شوید👇
🔗 | @arefanemojahed
- ۶۴۹
- ۱۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط