هر چه کردم که فراموش کنم آه نشد

هر چه کردم که فراموش کنم آه نشد
رفتم از خاطر و ، دلتنگِ دلم گاه نشد

او که با عشق به آغوشِ دلم آمده بود
تکیه بر عقل زد و ، همنفسِ راه نشد

گفت اندیشه ی او با من و با من شدن است
کلبه ام آه ، ولی روشن از آن ماه نشد

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
هیمه بر آتشِ ما ریخت و همراه نشد

من حسودم به هر آنکس که نگاری بیند
سهمم از عشق به اندازه ی یک کاه نشد

دفترم پُر شده از بغض ، چه باید بکنم ؟
هر چه کردم که فراموش کنم ، آه نشد
دیدگاه ها (۵)

دریاب که از روح جدا خواهی رفتدر پرده اسرار فنا خواهی رفتمی ن...

رو به شش‌گوشه‌ ترین قبله‌ی عالم هر صبحبردن نام حسین بن علی م...

https://telegram.me/joinchat/AqDSdQbeaQ2bBTqIV5_nhg

در کنج دلت ذره‌ای احساس نداریﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﻝ ﻣﻦ دل حساس نداریﺑﻬﺘﺮ ﮐ...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔آن سوی مرز های کاغذی. کشتی نگاهش،...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 212♡⁠。⁠)و بابا ...

آواز عشق♣️part 5♣️ا/ت ویوسوار آسانسور شدیم و رسیدیم پایین و ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 205♡⁠。⁠)⁩و با غ...

پارت ۵۳:تقاص خوشحالی(سولار)شکه بودم. نمیدونستم چی باید بگم. ...

چندپارتی جیمین

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 101・⁠]⁠ᕗ  جونگکوک داخل اومد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط