I'm not jealous
I'm not jealous
part 31
پشت سرش وایستادم و دستمو روی شونه اش گذاشتم
که به سمتم چرخید
چشماش خمار بود و ازش بوی الکل میاومد
معلوم بود خیلی نوشیده
اونم برای کسی که تا حالا لب به الکل نزده
باید فاصله ام رو با این دختر حفظ کنم
سعی کردم با سرد ترین لحن ممکن بگم
_داری چه کار میکنی؟
توی خنده ی قشنگی کرد و گفت
+دارم با شوهرم حرف میزنم
کنجکاو پرسیدم
_شوهرت؟
در حالی که به سختی چشماش باز بود گفت
+من شوهر میخوام
یهو خودشو توی بغلم انداخت
خیلی سعی کردم واکنشی نشون ندم
برای همین همونجا ولش کردم
+خیلی گاوی..تف تو هر چی پسر کراشه کمرم شکست
با شنیدن از غر غر هاش لبخندی زدم
دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم
براید استایل بغلش کردم که توی بغلم خوابش برد
به سمت اتاقم بردم و روی تخت گذاشتمش
جفت تخت نشستم
موهای نرم و لختش توی صورتش ریخته بود
محو صورت قشنگش شده بودم که خوابم برد
ویو مینجی
سرمو به دیوار کوبیدم
چطور یادم رفت امروز چندمه
من خر پریود بودم
فکر کردم دار و ندارمو از دست دادم
چقدر آبرو ریزی کردم
دیگه روی نمیشه توی چشماش نگاه کنم
البته چکار کنم دست خودم نیست پر رو هستم لباسمو مرتب کردم و از اتاق بیرون زدم
امروز پنجشنبه بود
خداروشکر مدرسه تعطیل بود
شرایط پارت بعد:
۱۸لایک
part 31
پشت سرش وایستادم و دستمو روی شونه اش گذاشتم
که به سمتم چرخید
چشماش خمار بود و ازش بوی الکل میاومد
معلوم بود خیلی نوشیده
اونم برای کسی که تا حالا لب به الکل نزده
باید فاصله ام رو با این دختر حفظ کنم
سعی کردم با سرد ترین لحن ممکن بگم
_داری چه کار میکنی؟
توی خنده ی قشنگی کرد و گفت
+دارم با شوهرم حرف میزنم
کنجکاو پرسیدم
_شوهرت؟
در حالی که به سختی چشماش باز بود گفت
+من شوهر میخوام
یهو خودشو توی بغلم انداخت
خیلی سعی کردم واکنشی نشون ندم
برای همین همونجا ولش کردم
+خیلی گاوی..تف تو هر چی پسر کراشه کمرم شکست
با شنیدن از غر غر هاش لبخندی زدم
دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم
براید استایل بغلش کردم که توی بغلم خوابش برد
به سمت اتاقم بردم و روی تخت گذاشتمش
جفت تخت نشستم
موهای نرم و لختش توی صورتش ریخته بود
محو صورت قشنگش شده بودم که خوابم برد
ویو مینجی
سرمو به دیوار کوبیدم
چطور یادم رفت امروز چندمه
من خر پریود بودم
فکر کردم دار و ندارمو از دست دادم
چقدر آبرو ریزی کردم
دیگه روی نمیشه توی چشماش نگاه کنم
البته چکار کنم دست خودم نیست پر رو هستم لباسمو مرتب کردم و از اتاق بیرون زدم
امروز پنجشنبه بود
خداروشکر مدرسه تعطیل بود
شرایط پارت بعد:
۱۸لایک
- ۷۱۲
- ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط