دلتنگ یک رفیق

دلتنگ یک رفیق
پارت ۲۳

شدو: (به تام نگاه میکنه) میخوام بلند شم

_مطمئنی؟

شدو: آره (از مبل بلند میشه )

تیلز : مواظب باش 😟

شدو: (لنگ میزنه و میفته ) آخخخ

سونیک :شدو !😧

_نمیتونم پاهامو حس کنم ... آه سرم 😣

تیلز : این بخاطر اینکه انرژی زیادی تو بدنت نیست و ...

سونیک : باید چی کار کنیم تیلز ؟؟؟؟

تیلز: صبر کن سونیک ... باید محدود کننده هاتو دربیاری تا ....

شدو : امکان نداره ! (جدی ) اون انرژی خیلی زیادیه نمیتونم اونهمه انرژی رو کنترل کنم .

_اما این تنها راهه ... فعلا برای الان


سونیک ( شدو رو بقل میکنه )

شدو : داری چی کار میکنی؟؟ محدود کنده هام ... نه ! کجا گذاشتیشون؟؟
من نمی تونم تحمل کنم سونیک ...😞

_نگران نباش 😊😔

شدو : آههه ... (چشماشو میبنده )

_شدو تو خوبی ؟

)یهو هر چیز شیشه ای تو خونه هست میشکنه )

مدی : وای تام ! 😨😧😱

تام : آروم باش مدی 😥

شدو : بهتون گفتم که نمی تونم کنترلش کنم ...
دیدگاه ها (۰)

نقاشیم از بلیز ذهنی کشیدم خوب شده ؟

اینم سونیکش ذهنیه خوب شد ؟

ده تاییمون مبارک !

دلتنگ یک رفیق پارت ؟🗿🗿🗿🗿🗿سونیک : شدو تو دیگه نمیجنگی !!!!! ش...

دلتنگ یک رفیق پارت؟ *اندکی بعد در زیر زمین *_آه. انگار کل ا...

دلتنگ یک رفیق پارت ۳۹ناکلز : من میرم ! *میپره تو آب * _اما ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط