با یک شکلات شروع شد . من یک شکلات گذاشتم کف دستش . او هم
با یک شکلات شروع شد . من یک شکلات گذاشتم کف دستش . او هم یک شکلات گذاشتم توی دستم . من بچه بودم ، او هم بچه بود . سرم را بالا کردم . سرش را بالا کرد . دید که مرا می شناسد . خندیدم . گفت : « دوستیم ؟» گفتم :«دوست دوست» گفت :«تا کجا ؟» گفتم :« دوستی که تا ندارد » گفت :«تا مرگ؟» خندیدم و گفتم :«من که گفتم تا ندارد»
بانو دنیا بسیار سپاسگذارم بابت کامنتای بسیار زیبات
بانو دنیا بسیار سپاسگذارم بابت کامنتای بسیار زیبات
- ۷۲۲
- ۲۲ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط