گونه هاي تر من،

گونه هاي تر من،
دست پر از مهر کسي را حس کرد!
سر من ناز و نوازشها ديد!
يک نفر نام مرا زيبا برد!
و به اندازه ي قلبم،
دل او نيز تپيد..!
شب سرديست و من با دل سرد به خودم ميگويم:
خبري نيست بخواب
باز هم رویای محبت دیدی .....
دیدگاه ها (۲)

«سلام به همه دوستان خوب و همیشگی‌ام…پیام‌هاتان را دیدم؛ از ا...

اتــاق 𝟕𝟎𝟕⁴«بالاخره برگشتی...»جونگکوک همون‌جا وایساد.«چی؟»پی...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

چان برادر ناتنی تو بود و ازت پنج سال بزرگتر بود قدش ۱۸۷ بود ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط