My goodfather

My goodfather
part5
بدنم از سرمای ناگهانی لرز بدی کرد داشتم اب میشدم لباسامم ازم دور بودن
+فک نکن کسی واسه خدت هاا
_چشم
+عممم
ی نگا سرتا پا ب جیمین کرد
+نگفتی انقد هاتی پسرم
_چ.چی .م.من .خ.خب
+هیششش
انگشت های بلند هاتشو از روی گردنم تا روی شونهام کشید دسای لنتی گرمش حس لذت بدی میاد بم
با یکی دستش اروم اروم روی سینمو ناز میکرد ک انگشتش خورد ب نی**پلام
دسمو ک روی اندامم نگه داشتم ک نبینه رو ناگهانی دادم بالا و دستی ک روی سینم بودو پس زدم
ک نگاهش رفت پایین وااااییی نننن
_ن.نگاننکنن(مظلوم)
+عممم اه .. برو بیروننن سریعععع
منم از فرصت استفاده کردم سریع پریدم رفتم بیرون
ویو یونگی
اه این لنتی داش تحریکم میکردم خب شد فرستادمش بیرون
حمومو چک کردم رفتم بیرون ک با صحنه ای ک دیدم مو ب تنم سیخ شد با اندام لختش رو تخت خابش برد
اه یادم رف این ک لباس نداره..🤦‍♀️
خودمم خسه بودم پس کنارش دراز کشیدمو پتورو کشیدم رو هردومون ک...
@xx_ooo
دیدگاه ها (۱۳)

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی از سربازی برمیگرده ...⛓️‍💥☘️ ╰┈➤ 𝑷...

مافیاهای نیمه شب

رمان زندگی دوبارهپارت۲۹همینطور ک دنبال قرص یا پمادی میگشتم ت...

p22من جزو خاطرات بدت بودم؟

علیسان #گیسوکمند*part:19اه العنتی اسلحه رو پرت کردم ی گوشه ت...

محمد:خوبیسرمو تکون دادم ب بغل نیاز داشتم یا بهتره بگم بغلش ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط