دیشب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش کردم بالاخره گوشه اطاق خ

دیشب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش کردم بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم اومدم بکشمش یهوگفت بابا ! راست میگفت من باباش بودم آخه خون من تو رگاش بود ! تا صبح تو بغل هم گریه کردیم 
(برگي از رمان يك لر)
دیدگاه ها (۲)

رمان لیچافصل ۳:برج شروع پایان من و توپارت ۳چاعان:خوبیلیا:نه ...

شاهزاده دوست داشتنی من

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p8رسیدیم مدرسه.با...

پارت اول _ دنیای عجیب

My idol

KIM V

part 2کنار رفت و آروم قدم برداشتم.. قبلش بهش شب بخیر گفتم و ...

پارت یک

رمان تهیونگ

رمان: قلب در تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط