سا... زیر درخت انار نشست.

سا... زیر درخت انار نشست.
درخت انار عاشق شد، گل داد ، سرخِ سرخ
گلها انار شد، داغِ داغ
هر اناری هزار تا دانه داشت
دانه ها عاشق بودند، توی انار جا نمی شدند
انار کوچک بود، دانه ها ترکیدند، انار ترک برداشت
خون انار روی دست سا.. چکید
سا..انار ترک خورده را از شاخه چید
بهی.. به سا..رایش رسید
راز رسیدن فقط همین بود .... کافیست انار دلت ترک بخورد.
جوووووووونم فدات..عمرم..
دیدگاه ها (۲)

مختلس من...میمیرم برات..خخخفدای چشمات..بد دلم تنگ براااااااا...

نگه کن دلم را چه زیبا گرفتهغروبی که در قلب صحرا گرفتهنگه کن ...

جان جانان منهمنفسمممنونم که هستیهستی من..با بودن تو هست که م...

الهی قربونت برم..رفتم فرعی..نگران نشیدردت توی تمام تنم..

سناریو اوبیکاکا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط