تو هر صبح
تو هر صبح
زمانے که چلچله ها
دست خورشید را مےگیرندُ
آهسته به میان ابرها مے آورند
یک صبح بخیر عزیزم
از همان هایے
که قند در دلم آب مےکند
با آن صداے مردانه
خُمارت به من بدهکارے
و از من یک
"دوستت دارم"
از همان هایےکه
دلت قنج مے رود
طلبکار
و این عاشقانهٔ ساده
انحصاراً براے تو و من است
.
صبحتون_عسلے
زمانے که چلچله ها
دست خورشید را مےگیرندُ
آهسته به میان ابرها مے آورند
یک صبح بخیر عزیزم
از همان هایے
که قند در دلم آب مےکند
با آن صداے مردانه
خُمارت به من بدهکارے
و از من یک
"دوستت دارم"
از همان هایےکه
دلت قنج مے رود
طلبکار
و این عاشقانهٔ ساده
انحصاراً براے تو و من است
.
صبحتون_عسلے
- ۳۱۴
- ۲۵ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط