مصاحبه کای با مجله ELLEMEN FRESH TEENS با کای وعده ده س
📌مصاحبه کای با مجله ELLEMEN FRESH TEENS با کای "وعده ده ساله"
با دقت بخوایم فکرکنیم٫ من درواقع منم میخوام با دیگران چیزهای باحال به اشتراک بزارم. تا جایی که چیز خنده داری باشه دوست دارم با دوستام هم به اشتراک بزارمش. نصف زندگیش رقصیدن ٫یک سوم زمانش زندگی کردن زیر نورافکن ها به عنوان عضوی از اکسو. کای کاراموزی قوی و سختی که نیاز به قدرت ذهنی و بدنی داره تا تبدیل به یک اجرا کننده عالی بشه گذرونده. و همینطور زمان های طلاییش و اوج شغلش رو با بقیه اعضای اکسو٫ گل های تازه و تشویق ها طی کرده. در همین زمان هم به تنهایی با آسیب بدنیش جنگیده و در آخر موفق شده و یک بار دیگه به استیج برگشته. کای به سختی میتونه اون لحظات آزاردهنده رو به یاد بیاره چون پیشنهاد های مخفیش برای شادی اینها هستند: سعی کن خودش رو کمار در شرایط خستگی و کار زیاد قرار بدی ولی سعی کن بیشتر اون جزییاتی که در زندگی عادیت هست و خوشحالت میکنه رو به یاد بیاری. شادی کلمه ای هست که کای معمولا در مصاحبه هاش بهش اشاره میکنه. اون فکر میکنه این یک حنبه درونی از خود ارزشمندی هست که یک آیدول باید اون رو داشته باشه. در گذشته٫ اون روی اجرا روی استیج و شناسایی خوانندگی وقت گذاشته ولی اخیرا امسال اون بیشتر در ورایتی شوها دیده شده . کای به صورت تخصصی توضیح داد:
کای میگه "این به این دلیل نیست که من جاه طلب هستم، بلکه فقط میخوام به طرفدارا اجازه بدم در مکانهای عمومی با من ملاقات کنن و احساس خوشحالی در اونها ایجاد کنم. در مقایسه با افکار عمومی، من آرزو دارم به ایدلی تبدیل شم که طرفدارا بتوانن بهش افتخار کنن. مهمتر از همه، آرزو می کنم همه بتونن بیشتر به من نگاه کنن، این تمام هدف منه. من که می خواهم تبدیل به ایدلی بشم که بتونه پس از سال ها در صنعت سرگرمی همچنان به همون شکلی که الان هست رو حفظ کنه، البته باید خودم رو در جنبه های مختلف نشان بدم. امیدوارم کسایی که من رو دوست دارن متوجه من بشن که در جنبه های مختلف خیلی فعال هستم و می تونن با من احساس شادی کنن. قبل از اینکه کارآموز بشه، در روزهایی که هنوز دانش آموز ابتدایی بوده، مخفیانه کلاس مدرسه رو میپیچونده و موقع قدم زدن در خیابان توسط مادرش گیر میوفته و این خاطراتی که زمانی هر دو بستنی می خریدن. بعد از کارآموز شدن، در روزی که تمرین رو تمام میکرد و در راه برگشت به خانه، خاطرات خریدن نوشیدنی ... همه این خاطرات معمولی لحظات خوشی هستند که کای هرگز فراموش نمیکنه. در همون حین اون معتقده، بعد از توضیحاتش و گفتن احساساتش به آدمایی که بهشون اهمیت میده ،این احساسات میتونه بهم دیگه اضافه بشن و همچنین میتونه گسترش پیدا کنه .
با دقت بخوایم فکرکنیم٫ من درواقع منم میخوام با دیگران چیزهای باحال به اشتراک بزارم. تا جایی که چیز خنده داری باشه دوست دارم با دوستام هم به اشتراک بزارمش. نصف زندگیش رقصیدن ٫یک سوم زمانش زندگی کردن زیر نورافکن ها به عنوان عضوی از اکسو. کای کاراموزی قوی و سختی که نیاز به قدرت ذهنی و بدنی داره تا تبدیل به یک اجرا کننده عالی بشه گذرونده. و همینطور زمان های طلاییش و اوج شغلش رو با بقیه اعضای اکسو٫ گل های تازه و تشویق ها طی کرده. در همین زمان هم به تنهایی با آسیب بدنیش جنگیده و در آخر موفق شده و یک بار دیگه به استیج برگشته. کای به سختی میتونه اون لحظات آزاردهنده رو به یاد بیاره چون پیشنهاد های مخفیش برای شادی اینها هستند: سعی کن خودش رو کمار در شرایط خستگی و کار زیاد قرار بدی ولی سعی کن بیشتر اون جزییاتی که در زندگی عادیت هست و خوشحالت میکنه رو به یاد بیاری. شادی کلمه ای هست که کای معمولا در مصاحبه هاش بهش اشاره میکنه. اون فکر میکنه این یک حنبه درونی از خود ارزشمندی هست که یک آیدول باید اون رو داشته باشه. در گذشته٫ اون روی اجرا روی استیج و شناسایی خوانندگی وقت گذاشته ولی اخیرا امسال اون بیشتر در ورایتی شوها دیده شده . کای به صورت تخصصی توضیح داد:
کای میگه "این به این دلیل نیست که من جاه طلب هستم، بلکه فقط میخوام به طرفدارا اجازه بدم در مکانهای عمومی با من ملاقات کنن و احساس خوشحالی در اونها ایجاد کنم. در مقایسه با افکار عمومی، من آرزو دارم به ایدلی تبدیل شم که طرفدارا بتوانن بهش افتخار کنن. مهمتر از همه، آرزو می کنم همه بتونن بیشتر به من نگاه کنن، این تمام هدف منه. من که می خواهم تبدیل به ایدلی بشم که بتونه پس از سال ها در صنعت سرگرمی همچنان به همون شکلی که الان هست رو حفظ کنه، البته باید خودم رو در جنبه های مختلف نشان بدم. امیدوارم کسایی که من رو دوست دارن متوجه من بشن که در جنبه های مختلف خیلی فعال هستم و می تونن با من احساس شادی کنن. قبل از اینکه کارآموز بشه، در روزهایی که هنوز دانش آموز ابتدایی بوده، مخفیانه کلاس مدرسه رو میپیچونده و موقع قدم زدن در خیابان توسط مادرش گیر میوفته و این خاطراتی که زمانی هر دو بستنی می خریدن. بعد از کارآموز شدن، در روزی که تمرین رو تمام میکرد و در راه برگشت به خانه، خاطرات خریدن نوشیدنی ... همه این خاطرات معمولی لحظات خوشی هستند که کای هرگز فراموش نمیکنه. در همون حین اون معتقده، بعد از توضیحاتش و گفتن احساساتش به آدمایی که بهشون اهمیت میده ،این احساسات میتونه بهم دیگه اضافه بشن و همچنین میتونه گسترش پیدا کنه .
- ۷۱۶
- ۰۸ اسفند ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط