. نیمه شب از قلبم پرسیدم: چرا اندکی خواب هم به چشمان من ن

. نیمه شب از قلبم پرسیدم: چرا اندکی خواب هم به چشمان من نمی آید؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گفت: چون بعدازظهر مثل خر خوابیدی!
الکی هم ادای عاشقارو درنیار!.........(yummi)
دیدگاه ها (۱)

رفتی و من هنوز هر شب قبل از خواب، یه بار اسمت را زیر لب می‌گ...

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

پشت نگاه سردت پارت ۲۰ — ویو آت 🌿صبح روز بعد، با صدای زنگ گو...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

p24

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط