وقتي فهميد مي خوامش خنديد و رفت,

وقتي فهميد مي خوامش خنديد و رفت,
التماس را توي چشمام ديد و رفت...
با همه خوبيهام,
بي وفا رنگ غم به زندگيم پاشيد و رفت...
ديگه دل از همه دنيا سرده ,
کي ميگه گريه دواي درده..
بعد از اون چشم من ديگه خواب نداره ,
بس که گريه کردم چشام آب نداره...
هر چي من بگم باز تمومي نداره,
از غم و غصه هام که حساب نداره...
چه کنم اي خدا با دل شکسته ,
چه کنم با دلي که ز خون نشسته...
ميدونست مهرشو با جونم خريدم...


سراپا اگر زرد و پژمرده ايم , ولي دل به پائيز نسپرده ايم...
چو گلدان خالي لب پنجره, پر از خاطرات ترک خورده ايم...
اگر داغ دل بود ، ما ديده ايم...
اگر خون دل بود ، ما خورده ايم...
اگر دل دليل است, آورده ايم...
اگر داغ شرط است ، ما برده ايم...
اگر دشنه دشمنان، گردنيم !
اگر خنجر دوستان ، گرده ايم ؟!
گواهي بخواهيد ، اينک گواه همين زخمهايي که نشمرده ايم...
دلي سربلند و سري سر به زير,
از اين دست ، عمري به سر برده ايم ...
دیدگاه ها (۱۴)

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایمولی دل به پاییز نسپرده‌ایمچو گلدان...

《برادره ناتنیم 》(پارت ۳)ویو ا/تو لباس خدمتکارو تن کردم رفتم ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۴" در آغوش رویای آبی ات " ...

عاشقانه های شبنم

پارت ششم: بیداری در کابوسِ آشناچند دقیقه‌ای که از اون اتاق گ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔𝟑لینا:چرا چرا نمیخای دوباره باهم باشیم،...

بالاتر از اتمسفر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط