سناریو
سناریو
وقتی توی آبمیوه شون تحریک کننده می ریزیم
نامجون
می یاد داخل اتاق چون داشتی میکاپ می کردی و از پشت بغلت می کنه
نامجون : عشقم نظرت چیه یکم امشب رو خوش بگذرونیم
جین
روی مبل بود
جین : چقدر هوا گرمه
ات : هوا که خیلی خوبه
جین میاد کنارت و روت خیمه می زنه
جین : الان خیلی بهت نیاز دارم
شوگا
می برتت اتاق و با هم عبادت می کنین
جیهوپ
جیهوپ : من می خواستم برم تمرین ولی بهتره بمونم و خوشبگزرونیم
جیمین
می خواستید برید مهمونی و تو برای نرفتن تحریک کننده ریختی و جیمین هم اونو خرد
جیمین : بیبی بیا اینجا که ددی باهات کار داره ( بم )
ات : باشه ددی ( عشوه )
ته یونگ : مثل نامجون
جونگکوک : توی استخر بودید و آبمیوه بردی و داخلش تحریک کننده ریختی جونگکوک تحریک شد
جونگکوک : بیبی باید بیای و کوک کوچولو رو بخوابونی
وقتی توی آبمیوه شون تحریک کننده می ریزیم
نامجون
می یاد داخل اتاق چون داشتی میکاپ می کردی و از پشت بغلت می کنه
نامجون : عشقم نظرت چیه یکم امشب رو خوش بگذرونیم
جین
روی مبل بود
جین : چقدر هوا گرمه
ات : هوا که خیلی خوبه
جین میاد کنارت و روت خیمه می زنه
جین : الان خیلی بهت نیاز دارم
شوگا
می برتت اتاق و با هم عبادت می کنین
جیهوپ
جیهوپ : من می خواستم برم تمرین ولی بهتره بمونم و خوشبگزرونیم
جیمین
می خواستید برید مهمونی و تو برای نرفتن تحریک کننده ریختی و جیمین هم اونو خرد
جیمین : بیبی بیا اینجا که ددی باهات کار داره ( بم )
ات : باشه ددی ( عشوه )
ته یونگ : مثل نامجون
جونگکوک : توی استخر بودید و آبمیوه بردی و داخلش تحریک کننده ریختی جونگکوک تحریک شد
جونگکوک : بیبی باید بیای و کوک کوچولو رو بخوابونی
- ۲۸۰
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط