ای اشک دوباره در دلم درد شدی / تا دیده ی من رسیدی و سرد

ای اشک دوباره در دلم درد شدی / تا دیده ی من رسیدی و سرد شدی
از کودکی ام هر آنزمان خواستمت / گفتند دگر گریه نکن مرد شدی . . .
دیدگاه ها (۱)

جعبه ی مداد رنگی های خیالم را، در ایام خوش کودکی جا گذاشته ا...

زندگی رسم خوشایندی است. زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ، پر...

خیلی دوستت دارم ، ده تا ! مثل روزهای کودکی مان ! عمیق ، پاک ...

نشسته ام به یاد کودکی هایم … دور غلط ها یک خط بسته میکشم … د...

⚜️ منشور ریشه‌زنی درد ⚜️ اشک را پاک نکن؛ علت را نابود کن━━...

"I fell in love with someone'' (P14)ا.ت : هیچ وقت هق دست از ...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:33بعد چند مین به لوکیشنی که برایش ارسال شده بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط