جورابِ نجابتم را پایین کشید

جورابِ نجابتم را پایین کشید
سینه بــندِ هــــرزگیم را باز کرد

و در بستری که گناه برایم بی تفاوت شده
بر پیکرم لغزید..

و تو، نمی دانی
که لحظه لحظه عصیان شهوتش را
تنها با یک تصور تاب آوردم..

جورابِ نجابتم را بالا کشیدم
سیـــنه بنـــدِ هرزگیم را بستم

و چه خوب است که
غذایِ گرم می خورد امشب کودکِ بیمارم..
..✍





نبض فاحشه
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

‌·٠•●مرگ مغزی ●•٠·‌جورابِ نجابتم را پایین کشیدسینه بــندِ هـ...

_____پارت¹⁴ نفرین کوچولو_____آرام از جایم بلند شدم و با قدم‌...

#پارت128متفکر گفتم: اممم خب آره. سرمو بلند کردم دیدم با چشما...

«ادامهٔ تبیینِ منشورِ قدرت (جلد دوم)»«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ...

❗️ سرلشکر محسن رضایی خطاب به آمریکا: برای تکرار شکست‌های باس...

😶‍🌫️

ایگ نکن پلیز

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط