استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 64 ⁠`⁠ლ⁠

استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 64 ⁠`⁠ლ⁠


می کو زرنگ تر از این حرف ها بود پاشو عقب کشید و پای جیمین خورد به ساعد برهنه پای ات خورد دختره با چشم های گرد شده و تعجب آور به جیمین نگاه کرد ...
تعجب آور نگاه اش میکرد جیمین که فکر میکرد زده به پای می کو خنده ای کرد و روبه عمویش گفت جیمین : حقش بود
جانگ هو : حق کی بود
جیمین : هیچی چطوره سفارش بدیم
دختره که شوکه به جیمین خیره شده بود یعنی چی مگه چیکار کرده بود که حقش بود جیمین وقتی متوجه نگاه دختره شد دستش رو گذاشت رویه دست دختره که روی رون پای دختره بود جیمین : چیزی شده عشقم
ات : نه ....چیزی نشده
دختره با سرخ شدن لپ هایش سرش را انداخت پایین
حال که جیمین و می کو بهم دیگه پیروزمندانه نگاه میکردن

درحال بیرون رفتن از ستوران بودن می کو همراه جانگ هو جلوتر از آنها دونفر راه میرفتن جیمین کناره ات راه می‌رفت هم زمان قدم برمی‌داشتند جیمین : برخلاف روز های قبل الان ساکتی
ات : چی من ...خنده ای کرد و ادامه داد .... نه ساکت نیستم فقط یکم خستم
( کلافه نفسی کشید چطور بگم بخاطر کارای تو ذهنم درگیره ) ناگهان بخاطر پرت شدن هواس اش پایش پیچید خورد چشم هایش را سفت بست فکر کرد می‌خوره به زمین اما دستی که دوره کمرش حلقه شد نگذاشت به زمین برخورد کنه با صدای جیمین که تو گوشش پیچید خیلی آروم لای پلک هایش را باز نمود جیمین : ات چشم هاتو باز کن
با دست جیمین که دوره کمرش حلقه شد و با دست دیگر اش دست دختره را گرفته بود با لبخند جذابی و دندون نمایی لب زد جیمین : نمی‌خواهی صاف وایستی
ات : اره اره میشم
سریع صاف ایستاد و بدون نگاه کردن به جیمین سریع سمته جلو قدم برداشت
کناره داداش اش ایستاد جیمین هم سمشتون اومد بلافاصله پارک جانگ هو نجوا کرد جانگ هو : شما هم میخواهید انقدر زود برید خونه شما که نامزاد هم هستین برید یکم خوش بگذرونید
‌جیمین با چشم های برف زده و ذوق روبه ات کرد جیمین : بریم آپارتمان من یه قهوه می‌خوریم‌
ات : نه نه نمیشه باید بریم خونه چون چیزه .. لوهان مریضه
تنها همین یه جمله کافی بود تا دل اون پسر رو بشکنه وقتی اون با تمام شوق و ذوق اش دعوت اش کرد ولی با رد شدن از طرف دختره دلش آزرده شد چرا کاری کرد تا از اولین قرارشون خاطره تلخی داشته باشه .....جیمین
با گفتن کلمه شب خوش آن جمع را ترک نمود دختره سریع به دنبالش رفت به ماشین که رسید ات ساعد دست اش را گرفت جیمین برگشت سمتش ساعد دستش را از دست ات جدا کرد و با لحن عصبی گفت جیمین : چی شده
دیدگاه ها (۱۵)

ادامه پارت ۶۴ات : نه نه نمیشه باید بریم خونه چون چیزه .. لوه...

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 65 ⁠`⁠ლ⁠اسلاید ۲ تویه محوطه سرسبز ...

ادامه پارت ۶۳وارده رستوران شدن به سمته میزی رفتن که بقیه دور...

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 63 ⁠`⁠ლ⁠ با لباس کوتاه سفید طوری ب...

چند پارتی درخواستی

part 6برادر ناتنیفصل دوات: منم مثل ماست موندم نگاش باید دلشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط