کاش دفتر خاطراتم

کـاش دفتـر خاطراتــم
چراغ جادو بود
تا هر وقت از سـرِ دلتنگــی به رویش دست میکشیدم
تــو از درونش
با آرزوی من بیرون می آمدی!
بگو چه مخدری بود در بودنت ...
که اینهمه نبودنت را درد میکشم ...!
دیوانه ام می کند ... !فکر اینکه ... زنده زنده ... نیمی از من را ... از من جدا کنند !
لطفا ... تا زنده ام بــــــــــــــــــمان...

خدایــــــــا... 
کودکـان گل فروش را میبینی؟! 
مـردان خانـه به دوش... 
دخترکـان تن فروش... 
مـادران سیاه پوش... 
محرابهـای فرش پوش...
 پسـران کلیه فروش...
 زبانهـای عشق فروش... 
انسانهـای آدم فروش... 
همه را میبینی؟؟
 میخواهـم یک تکه از آسمان را بخرم!
 دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد!!
احساس میکنم بد بازی را باختم... حواست هست!!؟
مــــن یارت بـودم...نـــــــه حریفـت!
دیدگاه ها (۲)

بســـــــــــــــــــــــه بیا بـــــــــرگرد

ای جــــــــــــان

مـــــــــهراب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط