هر وقت حوصله مون سر می رفت مامان می گفت برو دم در بشین تا

هر وقت حوصله مون سر می رفت مامان می گفت برو دم در بشین تا بابات بیاد ...
دیدگاه ها (۳)

بی هیچ سوالی و جوابی بغلم کنمن خسته تر از آنم که بگویم به چه...

تو را نشدمی‌روم ڪه خویش را فراموش ڪنم ...

‏و موی کوتاه پریشانش چیز دیگری بود ...

چه بی انصاف تاریک شد امروزدر اوج دلتنگی ...

می‌گه برو بزار باد بیاد 😆

تهیونگ: کار کردن با من چه حسی داره؟جونگ‌کوک: خوبه! کار کردن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط