با دلی عاشق و تبدار کجا میرفتی

با دلی عاشق و تبدار کجا میرفتی
در شب حادثه با یار کجا میرفتی
شک ندارم که تو از کار خودت می خندی
پسر ساده ی ناچار ...کجا میرفتی
باز هم قول و قراری و عزیزی تازه
باتوام بی غم و بی عار کجا میرفتی
جان تو دست خودم نیست ولی می پرسم
ساعت نه ،شب دیدار ،کجا میرفتی ؟!
***
آمدی باز و بیا ...سنگ صبورت هستم
دردودل کن که تو اینبار کجا میرفتی !!
دیدگاه ها (۳)

این بار که عاشــق شــدم دوســـتت دارم رو اصــلأ به زبــون نـ...

ما ازهم جدا شدیم،ولی من ازباتو بودن خیلی چیزها یاد گرفتم!!یا...

امـــروز از کسی شنـــیدمکه با او بودیراســت و دروغــش پای خو...

آهای تـــــــــــو!تویـــــیکه وقتی نگـــــاهـــــتمیکنم نگـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط