دیزی : تو که میدونی نمیتونیم باهم باشیم، چرا نمیری؟!

دیزی : تو که میدونی نمیتونیم باهم باشیم، چرا نمیری؟!
گتسبی : میترسم....

دیزی : از چی میترسی ؟!
گتسبی: از جداییت! جدا شدن ازت مثل پریدن از یه ساختمون 8 طبقه است، شاید زمین بخورم و نمیرم، اما هنوز به زمین نرسیده، از ترس مردن، میمیرم...
دیدگاه ها (۲)

بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارن، بعد چشمشون به یه گردو می ...

پارت ۷:با بالا تنه ی برهنه جلوم وایساد بدن عضله ای داشت واقع...

Destiny part 7

پسر بد (67)

سناریو کازتورا پارت۱

True Love①⑤این وسط عوضی خیانکار منم... سرم خیلی درد میکرد نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط