* پارت ۳ *: آدرین
* پارت ۳ *: آدرین
گارسون با شنیدن جمله آخر تام خجالت کشید و گونش قرمز شد. و این باعث شد بیشتر دلم واسش بره. برای اینکه معطل نشه یه آیس آمریکانو و یه برش کیک شکلاتی سفارش دادم، بعد از اینکه تام هم سفارش داد گارسون هم رفت تا سفارش رو به پیشخوان بده. کمر باریکی داشت و پوست سفیدش با چشمان درشتش کاملا باهم تناسب داشت . تام نگاه شیطونی بهم کرد و به گارسون اشاره کرد و گفت《برای ماموریت خوبه،نه؟》سرم رو به نشونه موافقت تکون دادم و گفتم《به افراد بگو تا غروب وقت دارن تا بیارنش عمارت》تام با تعجب گفت 《خودت چکار میکنی؟》
گارسون با شنیدن جمله آخر تام خجالت کشید و گونش قرمز شد. و این باعث شد بیشتر دلم واسش بره. برای اینکه معطل نشه یه آیس آمریکانو و یه برش کیک شکلاتی سفارش دادم، بعد از اینکه تام هم سفارش داد گارسون هم رفت تا سفارش رو به پیشخوان بده. کمر باریکی داشت و پوست سفیدش با چشمان درشتش کاملا باهم تناسب داشت . تام نگاه شیطونی بهم کرد و به گارسون اشاره کرد و گفت《برای ماموریت خوبه،نه؟》سرم رو به نشونه موافقت تکون دادم و گفتم《به افراد بگو تا غروب وقت دارن تا بیارنش عمارت》تام با تعجب گفت 《خودت چکار میکنی؟》
- ۶۲
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط