#گروگان_قلبم

#گروگان_قلبم
#part_31.
(و گوشی را قطع کرد ، الفا متعجب به صفحه گوشی زل زده بود <الان گوشی رو را رومن قطع کرد > عصبی خندید و با برگشتنش با قیافه های یونگی و بوگوم روبه رو شد ، شیطنت از چشم هاش میتونستن بخونن اروم قدم برداشت و با صدایی که قصد ازار داشت گفت )
-پس دوس پسر پیدا کردی !
(روی صندلی نشست و سمت یونگی برگشت )
-حالا کی هست ؟
(خواست از دست تهیونگ فرار کنه ولی با کشیده شدن یقه اش از پشت دوباره سر جاش نشست )
-بشین ببینم
(با سکوت طولانیش این دفعه بوگوم شروع به حرف زدن کرد )
☆تهیونگ این حالا حالا ها قصد نداره چیزی بگه من بهت میگم . جیمینه !
-جیمین .؟
(با تعجب سمت یونگی برگشت و پس گردنی بهش زد )
- یاااا تو به بچه هم رحم نکردی ؟؟؟؟؟
%بوگوم خیر ندیده دستم بهت میرسه نه !
☆به من چه !! بلاخره که باید میگفتی
-پس دوس پسر دار شدی تو هم .......
دیدگاه ها (۱)

#گروگان_قلبم #part_32با چرخوندن کلید داخل قفل وارد خونه شد و...

#گروگان_قلبم #part_33+تهیونگ(از ماشین پیاده شد و با لبخندی ب...

#گروگان_قلبم #part_31و خودش کنار تخت نشست )-دوباره قهر کردی ...

#گروگان_قلبم#part_8ویو صبح فردا (از خواب بیدار شد که دید تهی...

You are paying back karma پارت³¹²:⁰⁸یه پسر با اندام ریزه میز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط