و گفت من میتونم کلیه بدم. دکتر فریبا را بررسی کرد و گفت

و گفت من میتونم کلیه بدم. دکتر فریبا را بررسی کرد و گفت فریبا خوشبختانه اوکی است فریبا که غافلگیرشده بود می خواست فرار کنه. که یاد کودکی خودش میفته که توی بیمارستان بستری بود و هیچ کس نداشت حتی یک بطری آب بده اشک توچشمان فریبا جمع شد و گفت اوکیه عمل
دیدگاه ها (۰)

فریبا به عمل اوکی داد نیلوفر بعد از عمل رو به راه بودو اما ف...

دکتر فریبا سپس نیلوفر را ترخیص کردو نیکو به فریباگفت تو دیگ...

جواب داد و فریبا که صدای نیکو شنیده بود گفت من فامیل احمدم ...

زشتا لایک نمیکنن اگر خوشکلی لایک کن

" تو سرنوشت منی "پارت ۱۰ویو راوی النا ، هلن رو رسوند بیمارس...

سناریو سانزو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط