قسمت بیست و چهارم داستان جذاب مردی در آینه نویسنده طاها ا

قسمت بیست و چهارم داستان جذاب مردی در آینه نویسنده طاها ایمانی

ضامن دار نظامی 



دوش آب سرد ... لباس هام رو عوض کردم ...

از اتاق که خارج شدم ... تلفنش رو قطع کرد ... 

- پزشکی قانونی بود ... خیلی وقته منتظره ... 


نگاهی به اطراف کرد ... 

- بد نیست به یه شرکت خدماتی زنگ بزنی ... خونه ات عین آشغال دونی شده ... تهوع آوره ... عجیب نیست نمی تونی شب ها اینجا بخوابی ... 


پزشکی قانونی ... 

از در که وارد شدیم ... به جای هر چیز دیگه ای ... اول از همه چشمم به جسدی افتاد که کارتر روش کار می کرد ... نصف سرش له شده بود ... 

- دوباره توی اتاق تشریح من بالا نیاری ... 


سرم رو آوردم بالا و بهش نگاه کردم ... با عصبانیت بهم زل زده بود ... از اون دفعه  که حالم وسط اتاق تشریح بهم خورد خیلی می گذشت اما گذر زمان در کم کردن خشمش تاثیری نداشت ... 

رفت سمت میز کناری و پارچه رو کنار زد ... 

- هیچ اثری از مواد و الکل یا ماده دیگه ای توی بدنش نبود ... یه بچه 16 ساله کاملا سالم ...

- اطلاعات قاتل چی؟ ...


- روی لباس و وسائلش اثر انگشتی که قابل شناسایی باشه باقی نمونده ... قاتل حدودا 6 فوت قد داشته ... مرد بوده با جثه ای کمی بزرگ تر از مقتول ... راست دست ... 

و کاملا در استفاده از چاقو حرفه ای عمل کرده ... آلت قتاله احتمالا باید یه چاقوی ضامن دار نظامی باشه ... دقیق نمی تونم نوعش رو مشخص کنم چون خیلی با دقت چاقو رو قبل از در آوردن دایره وار چرخونده ...

می خواسته توی هر ضربه مطمئن بشه بیشترین میزان آسیب رو به قربانی وارد می کنه ... و خوب می دونسته باید چه کار کنه که اثری از خودش باقی نزاره ... 

از نوع ضربه و طریق عمل کردنش، بدون هیچ شکی ... این کار رو در آرامش تمام انجام داده و کاملا روی موقعیت تسلط داشته ... قاتل صد در صد یه آدم حرفه ایه ... و مطمئنم اولین باری هم نبوده که یه نفر رو کشته ... یه آدم غیر حرفه ای محاله بتونه با این آرامش و سرعت یه نفر رو اینطوری از پا در بیاره ... این بچه هیچ شانسی برای زنده موندن نداشته ...
دیدگاه ها (۱)

ادامه قسمت بیست و چهارم داستان جذاب مردی در آینه نویسنده طاه...

قسمت بیست و پنجم داستان جذاب مردی در آینه نویسنده طاها ایمان...

قسمت بیست و سوم داستان جذاب مردی در آینه نویسنده طاها ایمانی...

قسمت بیست و دوم داستان جذاب مردی در آینه نویسنده طاها ایمانی...

سناریو،،، شوگاعلامت آت+علامت شوگا. _وقتی با یه پسر دیگه حرف ...

black flower(p,328)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط