در محاصره پنجره های زمستان

در محاصره پنجره های زمستان
می خواهم تو را به نام بخوانم
آتش کوچکی روشن کنم ،
چیزی بپوشم و تو را
ای پیراهن بافته از گل پرتقال
و شکوفه های شب بو ،
صدا کنم . . .!

نزار_قبانی....
دیدگاه ها (۰)

قلبت را آرام کن..یک وقتهایی بنشین و خلوت کن با تمام سکوت های...

روزتان پر از اتفاقات قشنگروزگارتان پراز مهربانـــی.

روزگار بوم نقاشیست!نقاش زبردست روزگارت باش

آهوی بره ای سفید گم کردمرخ سوی ولایت های مردم کردممردم خو می...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷#تو را که صدا می زنم؛#مهتا...

کاش می شد …تمام داستان های دنیا رااز دهان تو بشنوم !تمام عاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط