تک پارتی باچیرا
تک پارتی باچیرا✨🐝
موضوع :شهر بازی🎠
صبح از خواب پاشدم باچیرا دستم رو گرفت گفت« یکم دیگه بزار بخوابم . » «باچیرا پاشو مگه نمی خواستی بریم شهر بازی؟» باچیرا وقتی کلمه شهیر بازی رو شنید سریع پاشد رفت آشپز خونه صبحونه رو درست کرد و خوردیم. رفتم تو اتاقم یه لباس صورتی پوشیده یکم آرایش کردم و موهامو شونه کردم از اتاق اومدم بیرون دیدم باچیرا دم در منتظره . سوار ماشین شدیم و راه افتادیم به شهر بازی که رسیدیم بلیط ها رو گرفتیم و رفتیم داخل . باچیرا مثل بچه ها شده بود و چشماش یه برق شیطنت داشت. کلی بازی کردین.سوار ترن هوایی شدین و کلی جیغ زدین و وقتی از ترن پایین اومدین مو هاتون به هم ریخته بود و به هم کلی خندیدیمن . تا شب همه ی بازی ها رو انجام داده بودید که باچیرا فهمید که چرخ و فلک نرفتین. سوار چرخ و فلک شدین و داشتین بیرون رو نگاه می کردین که با باچیرا یهو چشم تو چشم شدیو گفتی « چیزی شده باچیرا؟(با سرخی)»
«نه چیزی نشده ا.ت فقط داشتم به زیبایت نگاه می کردم » باچیرا بلند شد و اومد پیشت نشست دستت رو گرفت و یک دستش رو دور کمرت حلقه کرد و تو رو به خودش چسبوند و بوسیدت و گفت « تو فقط مال منی ا.ت » و رفتین خونه و یه شب خیلی هیجان انگیز رو با هم ساختید.
پایان ......
ببخشید اگه ریدم😭😭😭😭
موضوع :شهر بازی🎠
صبح از خواب پاشدم باچیرا دستم رو گرفت گفت« یکم دیگه بزار بخوابم . » «باچیرا پاشو مگه نمی خواستی بریم شهر بازی؟» باچیرا وقتی کلمه شهیر بازی رو شنید سریع پاشد رفت آشپز خونه صبحونه رو درست کرد و خوردیم. رفتم تو اتاقم یه لباس صورتی پوشیده یکم آرایش کردم و موهامو شونه کردم از اتاق اومدم بیرون دیدم باچیرا دم در منتظره . سوار ماشین شدیم و راه افتادیم به شهر بازی که رسیدیم بلیط ها رو گرفتیم و رفتیم داخل . باچیرا مثل بچه ها شده بود و چشماش یه برق شیطنت داشت. کلی بازی کردین.سوار ترن هوایی شدین و کلی جیغ زدین و وقتی از ترن پایین اومدین مو هاتون به هم ریخته بود و به هم کلی خندیدیمن . تا شب همه ی بازی ها رو انجام داده بودید که باچیرا فهمید که چرخ و فلک نرفتین. سوار چرخ و فلک شدین و داشتین بیرون رو نگاه می کردین که با باچیرا یهو چشم تو چشم شدیو گفتی « چیزی شده باچیرا؟(با سرخی)»
«نه چیزی نشده ا.ت فقط داشتم به زیبایت نگاه می کردم » باچیرا بلند شد و اومد پیشت نشست دستت رو گرفت و یک دستش رو دور کمرت حلقه کرد و تو رو به خودش چسبوند و بوسیدت و گفت « تو فقط مال منی ا.ت » و رفتین خونه و یه شب خیلی هیجان انگیز رو با هم ساختید.
پایان ......
ببخشید اگه ریدم😭😭😭😭
- ۶۰۰
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط