زن ه باش نمتوان موقع غمت به خابان برو

زن كه باشى نميتواني موقع غمت به خيابان بروي!
سيگاري آتش بزني!
و دود شدن غمهايت را ببيني!
زن كه باشى
غمت را پنهان ميكني
پشت نقاب آرايشت!
و با رژ لبي قرمز!
خنده را براي لبهايت اجباري ميكني!
آنوقت همه فكر ميكنند
نه دردي هست
نه غمي ..
و تنها نگرانيت
پاك شدنِ رژ لبت است!!
زن كه باشى
مردانه بايد غم بخوری.!
دیدگاه ها (۵)

کاش هیچ وقت یادمون نره که قراره بمیریم اون موقع شاید آدمای ب...

وقتی چشمت را باز میکنی ، میبینیبزرگترین ضربه ها را همان هایی...

شاید حرفی رو که شنیدی بشه فراموش کنی، اما حسی که از اون حرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط